نمونه‌هایی از جنگ مجازی (سایبری)

 
- در سال 2006م. در جریان جنگ حزب‌الله و اسراییل، دولت صهیونیستی اعلام کرد که مورد حملات سایبری سازمان یافته از طرف کشورهای خاورمیانه و روسیه قرار گرفته است.
- در سال 2007م. این بار کشور «استونی» بود که خبر از حمله‌ی سایبری به خود داد. هدف این حمله گویا رسانه‌ها، بانک‌ها و وزارتخانه‌های کشور استونی بودند که از سوی سروری در روسیه مورد حمله قرار گرفتند.
- در سال 2007م.، تارنمای انتخابات کشور «قزاقستان» در جریان یک حمله‌ی سایبری از کار افتاد.
- در سال 2008م.، سایت‌های کشورهای روسیه، گرجستان و آذربایجان در جریان درگیری‌ها در اوستیای جنوبی مورد حمله‌ی هکرها قرار گرفتند.
- در سال 2009م.، حملات گسترده‌ای به بخش‌های دولتی، رسانه‌ای و تارنماهای مالی دو کشور ایالات متحده و کره جنوبی صورت پذیرفت. در حالی که همه به راه‌اندازی حمله از سوی کره شمالی نظر داشتند یک تحقیق نشان داد که با کمال تعجب حمله از یک سرور ناشناخته در بریتانیا بوده است.
- در ماه می 2010م.، در پاسخ به حمله‌ی سایبری هند، تارنماهای سازمان موشکی هند، بنیاد ملی علوم هند، دفتر چندین حزب و ... مورد حمله‌ی هکرهای پاکستانی قرار گرفتند.
- در سپتامبر 2010م.، تأسیسات اتمی کشورمان توسط ویروس استاکس نت مورد هجوم قرار گرفت. این ویروس یکی از پیشرفته‌ترین ویروس‌های رایانه‌ای بود و برگ جدیدی را در مبارزه‌های سایبری گشود.
- در سال 2010م. دوباره دولت انگلیس اعلام کرد که در هر ماه، هدف بیش از 1000 حمله‌ی سایبری قرار می‌گیرد.
- در ژوئیه‌ی 2011م. تارنمای شرکت ارتباطاتی (SK) کره جنوبی هک شد و اطلاعات شماره تلفن، پست‌های الکترونیک و آدرس منزل 35 میلیون نفر دزدیده شد.
- در اکتبر 2011م.، دولت آمریکا پذیرفت که کنترل هواپیمای جاسوسی خود را در یک حمله‌ی سایبری از سوی ایران از دست داده است.
- در سال 2012م. بیان شد که هند اطلاعات کمیسیون دوجانبه‌ی اقتصادی بین چین و آمریکا را هک کرده است. گویا اطلاعات هک شده شامل تبادلات پست‌های الکترونیک بین اعضای کمیسیون دوجانبه بوده است.
مهم‌ترین مسئله در این بین، این است که حملات سایبری برای مهاجم ارزان تمام شده ولی دفاع در برابر این حملات بسیار گران تمام می‌شود.

انگیزه‌های جنگ سایبری

 
1. مقاصد نظامی؛
درست مانند جنگ واقعی در اینجا بر خلاف 4 رکن دیگر جنگ که پیش‌تر بیان داشتیم، این جنگ در سایه‌ی فضای مجازی صورت می‌پذیرد. در اینجا به یک مرکز فرماندهی جنگ سایبر نیاز است و نیازمند سلاح‌هایی مجازی و دفاعی هستیم تا جلوی حمله گرفته شود و ما نیز قادر به حمله‌ی متقابل باشیم.
2. اهداف غیر نظامی؛
این امر عبارت از اختلال در سرویس دهنده‌ی وب، سیستم‌های اطلاعات سازمانی، سیستم‌های سرور، لینک‌های ارتباطی، تجهیزات شبکه و رایانه‌های رومیزی و لپ‌تاپ‌های خانگی و امور تجاری است که گاهاً برای کسب انگیزه‌های تجاری رقابتی و یا مالی صورت می‌پذیرد و گاهی نیز خراب‌کاری به دلیل صرفاً سرگرمی است.
3. اهداف شخصی.
باید باور کرد که بیش از 90درصد حملات سایبر برای اهداف شخصی صورت می‌گیرد. بسیاری از حملات برای جلب توجه رسانه‌ها انجام می‌شود. شرکت (McAfee) می‌گوید، روزانه با میلیون‌ها جنبه از این نوع حملات سایبر توسط نرم‌افزارهای امنیتی‌اش رو‌به‌رو می‌شود.

انواع تهدیدهای مختلف ناشی از جنگ سایبری

 
1. جاسوسی و نقض امنیت ملی؛
جاسوسی سایبر به عملی اشاره دارد که به منظور به دست آوردن اسرار (حساس، اختصاصی و یا اطلاعات طبقه‌بندی شده) از افراد، رقبا، گروه‌ها، دولت‌ها و دشمنان، برای استفاده‌ی نظامی، سیاسی یا اقتصادی با استفاده از روش‌های بهره‌برداری غیر قانونی در اینترنت، شبکه، نرم‌افزار و یا رایانه صورت می گیرد.
2. خراب‌کاری؛
فعالیت‌های نظامی که با استفاده از ماهواره و رایانه برای اختلال در تجهیزات دشمن صورت می‌پذیرد، خراب‌کاری نام دارد. زیرساخت‌های برق، آب، سوخت، ارتباطات، حمل‌ونقل و ... ممکن است در جنگ مجازی در معرض خطر باشند. سایر تهدیدها می‌تواند شامل سرقت اطلاعات کارت‌های اعتباری، اختلال در برنامه‌ی قطارها و یا حتی بازار سهام باشد.
3. شبکه‌ی برق.
شبکه‌های انتقال برق به دلیل وابستگی به فضای مجازی و اینترنت از مهم‌ترین هدف‌ها در جنگ مجازی محسوب می‌شوند. در سال 2009م. دولت ایالات متحده بیان داشت که دولت‌های چین و روسیه قصد داشتند تا با نفوذ نرم‌افزاری در شبکه‌های برق در این کشور در آن اختلال ایجاد کنند. از سوی دیگر و در نقطه‌ی مقابل نیز حملات نظامی به شبکه‌های انتقال برق برای از کار انداختن اینترنت از موارد مورد توجه در جنگ مجازی است.

جنگ سایبری

برخی حوزه‌ی مجازی را پنجمین حوزه از نبرد می‌دانند. تحلیل‌گران نظامی، حوزه‌ی مجازی را به عنوان یک دامنه‌ی جدید در حوزه‌ی جنگ به رسمیت شناخته‌اند که اهمیت آن در حال حاضر در حال فزونی گرفتن از سایر حوزه‌هاست. وجود نداشتن قوانین بین‌المللی باعث شده که هر کشوری به خود اجازه دهد تا برضد کشور دیگر وارد جنگ مجازی شود...

 
 
«با آنکه از نظر واردات ارتباطاتی، ایران سخت‌ترین محدودیت‌ها را دارد با این حال، تکنولوژی‌های اطلاعاتی در این کشور در سطح بالایی قرار دارند و ایران در کنار روسیه از قدرتمندترین کشورها در زمینه‌ی جنگ مجازی محسوب می‌گردد.» ()CNNreport, February 2003
فضای مجازی فضایی است که قوانین خاص خود را دارد. امروزه تهدیدها در قالب شبکه‌های رایانه‌ای و مخابراتی رو به افزایش است. بخش‌های کلیدی اقتصاد تمامی کشورها در حال حاضر، از جمله امکانات دولتی و خصوصی، بانک‌داری و امور مالی، حمل‌ونقل، تولید، پزشکی، آموزش و پرورش و دولت، همگی برای انجام عملیات روزانه وابسته به رایانه هستند. فضای مجازی ابزاری برای قدرت و ثروت است. اگر از آن استفاده نکنیم دیگران از آن استفاده خواهند کرد و آن هم برضد ما. گاهی به دلیل ناشناخته بودن منبع حمله؛ فضای مجازی به مکانی ایده‌آل برای جنگ تبدیل شده است. برآورد سال گذشته نشان می‌دهد که دولت آمریکا از محل حملات سایبری در جهان، 100 میلیون دلار خسارت دیده است.
جنگ مجازی اشاره به درگیری‌ها در فضای مجازی با اهداف سیاسی و ایدئولوژیک دارد. این مفهوم به جنگ اطلاعاتی اشاره دارد، درست به مانند جنگی واقعی که البته در مورد انگیزه‌های این جنگ و جنگ واقعی اختلاف نظر وجود دارد. تعریف دقیق جنگ مجازی به «اقدام‌های انجام شده توسط دولت یک کشور و سایر افراد به منظور نفوذ در رایانه‌ها و شبکه‌های سایر کشورها جهت اقدام‌های تخریب و آسیب اشاره دارد که این روش از راه روش‌های الکترونیکی صورت می‌گیرد.» کشورهایی با فناوری و متخصصان عقب مانده از قافله‌ی جهانی، بازنده‌ی جنگ مجازی هستند. این جنگ می‌تواند اقتصاد را فلج کند، موجب درگیری‌هایی در داخل و خارج کشورها گردد و بهره‌وری نیروی نظامی را کاهش دهد.
هدف از حمله‌ی سایبری، دست‌یابی به اطلاعات سایر کشورها، ایجاد وقفه در تجارت و یا ایجاد خدشه در زیر ساخت‌ها مانند: «آب، برق، حمل‌و‌نقل و...» به نحوی که هزینه‌های اقتصادی را افزایش دهند. در 5 سال گذشته میزان حملات سایبری در سطح جهان بسیار افزایش یافته است.
نقطه‌ی شروع برای جنگ مجازی را جنگ «بالکان» می‌دانند که نیروهای متخاصم سعی در نفوذ به اطلاعات یک‌دیگر داشته‌اند. امروزه رشد شبکه‌های رایانه‌ای بسیار سریع‌تر از رشد نرم‌افزارهای امنیتی مرتبط به آن‌هاست.
هنوز زیر ساخت‌های کافی برای جلوگیری از حملات سایبری در سیستم‌های رایانه‌ای کشورها تعبیه نشده است. فضای مجازی به یک مکان بالقوه برای جرایمی این چنینی تبدیل شده است. میلیاردها دلار بدون کمترین امنیتی در فضای سایبر روزانه جابه‌جا می‌شوند و بخشی از مهم‌ترین اطلاعات دولتی و شخصی بدون کمترین امنیتی در فضای مجازی وجود دارند که خطر حملات سایبر را افزایش می‌دهند.
برخی حوزه‌ی مجازی را پنجمین حوزه از نبرد می‌دانند. تحلیل‌گران نظامی، حوزه‌ی مجازی را به عنوان یک دامنه‌ی جدید در حوزه‌ی جنگ به رسمیت شناخته‌اند که اهمیت آن در حال حاضر در حال فزونی گرفتن از سایر حوزه‌هاست. درست به مانند ابعاد دیگر درگیری نظامی مانند، زمین، دریا، هوا و فضا.
وجود نداشتن قوانین بین‌المللی باعث شده که هر کشوری به خود اجازه دهد تا برضد کشور دیگر وارد جنگ مجازی شود. در حال حاضر کشور ایالات متحده در جهان مرکز فرماندهی فضای مجازی را در پنتاگون راه اندازی کرده است که هدف از ایجاد آن حمله به شبکه‌های سایر کشورها و دفاع در مقابل حملات مجازی است. همچنین آژانس امنیت اطلاعات و شبکه‌ی اروپا (۱) نیز چنین مرکزی است.
در سال 2011م. مجله‌ی «اکونومیست» نوشت که چین برنامه‌ی ویژه‌ای دارد تا در نبرد اطلاعاتی قرن بیست و یکم، پیروز گردد. همچنین این مجله بیان داشت که سایر کشورها مانند اسراییل، روسیه و کره شمالی برنامه‌ی ویژه‌ای برای جنگ مجازی دارند که در این بین باید گفت که ایران دومین قدرت بزرگ در عرصه‌ی نبرد مجازی است. گویا این جنگ خیلی وقت است که برضد کشور ما شروع شده است. هنوز اخبار مبتنی بر حمله‌ی ویروس «استاکس نت» به تأسیسات اتمی نطنز از سر زبان‌ها نیفتاده بود که خبر مربوط به حمله‌ی ویروس «فلیم» (۲) بر صدر اخبار جای گرفت.
در ابتدا بیان شد که این ویروس یک ویروس جاسوسی است اما اکنون با اطلاعات به دست آمده بیان می‌شود که این ویروس در واقع هدف خراب‌کاری داشته است. خراب‌کاری یکی از اهداف جنگ سایبری است. در سال 2012م. «نیویورک تایمز» گزارش داد که اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده دستور حمله‌ی سایبری به تأسیسات اتمی ایران را صادر کرده است.
==========

[1] -European Network and Information Security Agency
[2] -flame

قدرت نرم :

 

آنچه که در مواجهه با جنگ نرم مطرح می شود قدرت نرم است . قدرت نرم نوعی دفاع در برابر حملات و شیوه های جنگ نرم است . روابط و تعاملات فرهنگی و گستره آن بعنوان مهمترین ابزار دستیابی به قدرت مطلوب نرم است که باید به آن توجه ویژه ای معطوف داشت.به یقین، منابع قدرت نرم در ایران اسلامی فراوان و قابل بهره برداری است که مهمترین آنها ارزش های دینی، قدرت سیاسی و دیپلماسی، مردم و انسجام و همبستگی آنها را می توان محور قرار داد. در عین حال مصادیق قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم برای جمهوری اسلامی را می توان بشرح زیر بر شمرد:

1. رهبری متعدد در سطوح منطقه

2. فرهنگ غنی اسلامی

3. جمعیت جوان و نخبه کشور و قابلیت ها و فرصت های آنان

4. قدرت و همراهی مردم با حکومت اسلامی

5. دیپلماسی فعال قدرت سیاسی در منطقه وهمبستگی گروه های اسلامی

شناسایی قدرت نرم، کارکرد ها و رویکردهای آن، دستیابی به مفهوم بومی و شناسایی حوزه و گستره آن، همچنین راهکارهای رسیدن به قدرت نرم و در اختیار داشتن آن می توانند به عنوان یکی از اولویت های مهم کشور به خصوص در زمینه ی فرهنگی محسوب گردند و نسبت به آن اقدام عملی صورت پذیرد.

جنگ نرم رایانه ای

 پس از جنگ سرد مهمترین اقداماتی که دشمنان یک کشور برای از هم پاشیدن نظام سیاسی و فرهنگی آن کشور انجام می دهند و در آن تا حدود زیادی هم به پیروزی رسیده اند جنگ نرم است . جنگ نرم عبارتست از : « جنگ نرم مجموعه ای از اقدامات است که دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی را دنبال می کند و در واقع به دنبال نوعی سلطه در ابعاد سه گانه ی حکومت ، اقتصاد و فرهنگ است .»

جنگ نرم ویژگی های خاص خود را دارد که می توان با توجه به همین ویژگی ها اهمیت و جایگاه آن را در نظام بین الملل بررسی کرد . ویژگی های جنگ نرم را می توان به طور خلاصه اینگونه برشمرد : جنگ نرم در پي تغيير قالب هاي ماهوي جامعه و ساختار سياسي آرام، تدريجي و زيرسطحي عمل می کند. نمادساز است و اثری پايدار و بادوام دارد . جنگ نرم آسيب محور و چند وجهي است. جنگ نرم هيجان ساز ،پرتحرك و جاذبه دار می باشد . جنگ نرم تضادآفرينی و ترديد آفرينی از ویژگی های دیگر آن است و در آخر می توان گفت در جنگ نرم از ابزار روز استفاده مي شود.

با وجود همه ی این ویژگی ها ، جنگ نرم به انواع و اشکال مختلفی همچون جنگ رواني، جنگ رايانه‌اي ، اينترنتي، براندازي نرم، راه‌اندازي شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني و شبكه‌سازي تقسیم می شود .

همانطور که گفتیم یکی از اشکال جنگ نرم ، جنگ نرم رایانه ای است که می توان ویژگی هایی که در وصف جنگ نرم ارائه شد در این جنگ به خوبی مشاهده و مورد بررسی قرار داد .

جنگ رایانه ای ، تلاش برای کسب اطلاعات هرچه بیشتر برای دشمن و جلوگیری از کسب اطلاعات توسط وی برای نیروهای خودی است یا به تعبیری، تلاش برای تغییر توازن اطلاعات و دانش به نفع خود، بخصوص در وضعیتی که توازن نیروهای نظامی به نفع خودی ها نیست و در نهایت جنگ رایانه ای به معنای استفاده از اطلاعات برای به حداقل رساندن سرمایه، جنگ افزار و نیروی انسانی مورد نیاز برای کسب پیروزی در جنگ است.

مهمترین روشها و انواع جنگ نرم رایانه ای که در سالهای اخیر کشورهای مختلف در مواجهه با یکدیگر به کار گرفته اند به شرح ذیل می باشد :

جنگ بر روی شبکهNCF:

امروزه صحبت از چیزی بنام جنگ از راه دور به میان می آید، جنگی که در آن فرماندهان و افسران از نقطه ای بسیار دور مستقیما عملیات نظامی در یک منطقه جنگی را بدست گرفته و آن را هدایت می کنند براساس یک گزارش از رادیو آمریکا وزارت دفاع آمریکا – پنتاگون - قصد دارد سیستم های تسلیحاتی و نظامیان را در شبکه ای ادغام کند که به آن جنگ مبتنی بر شبکه می گویند آنها می توانند از طریق هر PC که دارای یک کاوشگر اینترنتی و یک نرم افزار ویژه نظامی باشد به شبکه کامپیوتری نیروی هوایی آمریکا متصل شوند و پس از آن می توانند هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین را بطرف هدف راهنمایی کرده و یا تقاضای حمله هوایی کنند و یا حتی مسیر پرواز را طراحی کنند.

مانور مجازی:

چندی پیش میان امریکا و قطر قرار دادی امضا شد که در آن مقرر شد یک پایگاه هوایی آمریکا در این کشور را تکمیل و بازسازی نمایند. در پی این قرارداد وزیر دفاع وقت آمریکا _ژنرال رامسفلد_ از این پایگاه بازدید کرد . مدتی بعد علاوه بر مانور حقیقی که در آب های خلیج فارس صورت گرفت چندین مانور مجازی که در آن به جای سربازان ، کارشناسان آمریکایی و بریتانیایی از نرم افزار های کامپیوتری و شبیه سازی ها استفاده کردند ، انجام شد . در این مانور تکنولوژی های مدرن ارتباطات و مخابرات و کنترل و فرماندهی مورد آزمایش قرار گرفت .

استراتژی رخنه رایانه ای

دولت امریکا ماهها پیش از شروع جنگ علیه عراق در راستای جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی خود علیه این کشور ، استراتژی معینی را تحت عنوان " استرتژی رخنه و ایجاد اختلال در سیستم های رایانه ای دشمن تصویب کرده بود. بر اساس این استراتژی ماهها و هفته ها پیش از شروع جنگ باید سیستم های ارتباطی رایانه ای در عراق شناسایی می شد و عملیات لازم برای نفوذ و اختلال در عملکرد آنها صورت می گرفت . ابتدای امر قرار بود آمریکا سیستم های رایانه ای عراق را با استفاده از شیوه های پیشرفته نفوذ و اخلال اینترنتی هدف قرار دهد اما با توجه به اینکه سیستمهای حساس عراق به اینترنت متصل نمی شدند امریکا نتوانست از این حربه استفاده کند . بنابر این از طریق به راه انداختن جنگ روانی از طریق پست الکترونیکی مقاصد خود را دنبال کرد به این طریق که پیش از شروع جنگ ، برای ژنرال های عراقی نامه هایی الکترونیکی که در آن آمده بود : " ما تو را شخصا می شناسیم ،" ارسال گشت و از آنهاخواسته شده تا با ارسال علائم نوری در طول جنگ محل اختفای سلاح های کشتار جمعی را مشخص کند . چند سال پیش امریکا حدود یکهزار هکر حرفه ای را استخدام کرد تا برای نفوذ به شبکه های رایانه ای کشورهای هدف امریکا استفاده کند . در مقابل باید گفت امریکا به عنوان کشوری که بیشترین وابستگی را به سیستم های رایانه ای دارد قابلیت آسیب پذیری بیشتری هم دارد . تنها یک ویروس به نام slammer در مدت زمان کوتاهی توانست خدمات اضطراری در شهر سیاتل را مختل کند .

تروریسم رایانه ای

تروریسم رایانه ای واژه جدیدی می باشد که به ادبیات سیاسی جهان وارد شده است . این نوع عملیات تروریسیتی به هر گونه اقدامات خرابکارانه ای گفته می شود که نفوذگران و اخلال گران رایانه ای علیه شبکه های رایانه ای و اینترنتی یک کشور انجام می دهند . هم اکنون شبکه اینترنت ، وسیله و بستر مناسبی برای نفوذ اخلال گران به شبکه ها شده است .

اخلالگران رایانه ای دارای اهداف گوناگونی هستند ، برخی با هدف کسب پول و سرمایه به شبکه ها نفوذ می کنند و مثلا با هک کردن کارتهای اعتباری ، پول سرشاری به جیب می زنند ، بعضی دیگر هدفشان سرگرمی ، تفریح و یا به رخ کشیدن توان فنی و علمیشان به دیگران است .اما آنانکه در جنگ نرم مورد نظر هستند هکرهایی هستند که دارای گرایشات سیاسی و اجتماعی بوده و activities نام دارند . هدف عمده ی این هکر ها اخلال در سیستم های رایانه ای سازمان ها ، وزارتخانه ها یا شبکه های مرتبط با یک دولت هدف است . با وجود چنین گروهی و با توجه به سوابق رفتاری این گروهها دست اندرکاران صنعت رایانه معتقدند حملات رایانه ای در هر مرحله که انجام شود موضوع و خطر جدی برای امنیت ملی قلمداد می شود اما این حملات را در شرایط کنونی تنها باید عاملی برای تاخیر در انجام کار ها و نوعی دردسر قلمداد کرد !

جنگ اینترنتی و جنگ مجازی

در عصر اطلاعات نیروهای نظامی با بهره گیری از اطلاعات به موقع و دقیق از موقعیت و برنامه های دشمن به دانش برتر برای اهداف استراتژیک خود دست می یابند و با این ابزار قوی قادر به شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف طرف مقابل و نیز تصمیم گیری سریع در مورد نحوه حمله به آنان خواهند بود . امروزه نحوه ی جمع آوری ، پردازش و انتقال اطلاعات باعث بروز تغییرات عمده ای در ساختار جوامع شده و بسیاری از ساز و کار های سنتی رایج در آن را به چالش کشانده است . جنگ های عصر اطلاعات از طبقه بندی خاصی برخوردارند . بخشی از آنها جنگ های اینترنتی net wars خواهند بود که در ولقع نوعی ناشی از تضادهای اجتماعی است که عرصه آن ها محیط اینترنت است . و بخش دیگر جنگ های عصر اطلاعات ، جنگ های مجازی و اطلاعاتی cyber wars هستند که در سطح ارتش ها رخ می دهند .

در جنگ اینترنتی که ممکن است بین ملت ها و جوامع رخ دهد دیپلماسی ، تبلیغات ، مبارزات روانشناسی ، انهدام و ترور شخصیتی ، سیاسی و تهاجم فرهنگی مطرح است . در واقع جنگ اینترنتی معرف یک عصر تازه در طیف اختلافات و تضاد هایی است که اشکال اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و نظامی را در بر می گیرد و هدف عمده آن نابودی و یا اخلال در اطلاعات و ارتباطات است .

به عقیده نظریه پردازان ، جنگ های اینترنتی به اشکال و انواع مختلف به ظهور می نشینند و برخی از آنها احتمالا بین دولت های رقیب به وقوع خواهند پیوست . برخی دیگر هم ممکن است دولت ها و عوامل غیر دولتی را درگیر نمایند که بیشتر در حوزه فعالیت های تروریستی ، قاچاق مواد مخدر و یا تولید و توزیع سلاح های کشتار جمعی خواهد بود .

جنگ مجازی تنها عملیات نظامی بر اساس اصول و قواعد مبتنی بر اطلاعات صورت می گیرند . این جنگ ها سیستم های اطلاعاتی و ارتباطی را نابود کرده و هدف آنها به دست آوردن اطلاعات مهم و حساس دشمن برای کسب برتری استراتژیک است . یکی از مهمترین مولفه ها در این جنگ ها کاهش هزینه ها و تلفات نیروی انسانی با استفاده از دانش محوری در جبهه های نبرد است و البته از سوی دیگر اگر طرفین اطلاعات کافی از دشمن داشته باشند نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کرده و باعث بروز نوعی توازن بین طرفین جنگ می شود. از دیگر ساز و کارهای جنگ مجازی سوق دادن نظامیان به سمت ساختار شبکه ای و غیر متمرکز است . به این معنا که در امتیازات نیروهای مسلح ، دانش برتر استفاده از انواع کامپیوتر ها و حسگر ها ملاک خواهد بود .

نتیجه گیری کلی در خصوص جنگ نرم

از آن جایی که کشورهای سلطه‌جو نمی‌توانند به طور مستقیم فرهنگ‌های غربی را به ما القا کنند، به جای تحمیل ارزش‌های مطلوب خود، می‌کوشند از طریق رسانه‌ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف (ایران) را به سمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییرات در این حوزه، زمینه را برای تغییر ارزش‌ها و هنجارها در جوامع هدف (ایران) مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می‌سازد.
امروزه تبلیغات رسانه‌ای که از ابزارهای مهم جنگ نرم می‌باشد به عنوان سلاحی جهت تأثیر بر نگرش مخاطب (خواه جامعة خودی، با جامعة دشمن ـ بالقوه و بالفعل) شناخته می‌شود و بی‌تردید در چگونگی مدیریت طرح‌ریزی، طی دوران پیش از درگیری، هنگام درگیری و یا پس از درگیری نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. در واقع استکبار جهانی با توسل به انواع تمهیدات تبلیغاتی در گسترة جنگ نرم می‌کوشد ضمن اقناع افکار عمومی جهانی، افکار عمومی داخلی را به نفع خود تحت تأثیر قرار دهد، ضروری است تا با شناخت ترفندهای رسانه‌ای و بررسی ابعاد آن از هرگونه مداخلة اثرگذار به صورت بازدارنده و پیشگیرانه ممانعت به عمل آید و راهکارهای خنثی‌سازی این تأثیرات در حوزه‌های اجرایی دریافت شود.
در قرن بیست‌و‌یکم ملت‌هایی قادر خواهند بود ارزش‌های خود را در جهان گسترش دهند و حرفی برای گفتن داشته باشند که به رسانه‌ها اهمیت دهند و به ارتباطات و مفهوم جنگ نرم همچون مفهومی اساسی در استراتژی کلی و نه به عنوان مفهومی تاکتیکی و محدود اهمیت دهند. برای خنثی‌سازی جنگ نرم هم باید افکار عمومی و هم نخبگان تأثیرگذار بر شکل‌گیری افکار عمومی مدنظر قرار داده شوند
.

تاکتیک‌های جنگ نرم

مهم‌ترین تاکتیک‌های جنگ نرم عبارتند از:

1. برچسب زدن: بر اساس این تاکتیک، رسانه‌ها، واژه‌های مختلف را به نمادهای مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می‌دهند. به عنوان مثال، رسانه‌های کشورهای غربی با منفی‌سازی مفهوم بنیادگرایی و اطلاق آن به کشورهای اسلامی، سعی دارند چهره‌ای منفی از این کشورها در اذهان مخاطبین خود القا و ایجاد کنند. غربی‌ها به مقاومت مشروع مردم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می‌زنند و حمايت ایران از این مبارزین را حمایت تروریسم می‌نامند.

2. تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه‌ای پرفضیلت، استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم) (سورین، 1384، ص 158).
رسانه‌های ارتباط‌ جمعی از سويی مفهوم "حقوق بشر و آزادی" را پرفضیلت جلوه کرده، و از سوی ديگر غرب را مهد آزادی و مدافع حقوق بشر قلمداد می‌کنند. در حالی که بیشترین نقض حقوق بشر و آزادی در این کشورها صورت می‌گیرد.

3. تصدیق: یعنی شخصی که مورد احترام یا منظور است بگوید، فکر، برنامه، محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است (سورین، 1384). حمایت اشخاص معروف (سیاست‌مداران، هنرمندان، ورزشکاران و گروه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی) از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.

4. شایعه: در فضایی تولید می‌شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موفق امکان‌پذیر نباشد به عبارتی شایعه در جایی ایجاد می‌شود که خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نشود. هر شایعه می‌تواند در‌برگیرندة بخش قابل توجهی از واقعیت باشد (تاکتیک تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجة ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل مبهم و مهم باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد.

5. دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می‌کنند و مدام بر طبل تکرار می‌کوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب کند. گوبلز می‌گوید: «دروغ هرچه بزرگ‌تر باشد، باور آن برای مردم راحت‌تر است» (هاشمی، 1382، ص 25).

6. ارائة پیشگویی‌های فاجعه‌آمیز: در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه‌های عملیات روانی از جمله کلی‌گویی، پاره حقیقت‌گویی و...) به ارائه پیشگویی‌های مصیبت‌بار می‌پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خود افکار وی را هدایت کنند. از این تاکتیک در تبلیغات انتخاباتی استفاده می‌شود که نمونه‌های بسیاری از آن را می‌توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری برشمرد. ارائة اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی کشور و فاجعه‌آمیز بودن آیندة کشور در صورت تداوم چنین وضعی ذیل این تاکتیک تعریف می‌شود.

7. مبالغه: یکی از روش‌هایی است که با اغراق کردن و بزرگ‌نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع بروز رویدادهای خاص استفاده می‌کنند. غربی‌ها از طریق سینما و فیلم‌های هالیوود سعی در بزرگ‌نمایی قدرت امریکا، دستاوردهای تکنيکی و اغراق در ناکامی‌های کشورهای جهان سوم از جمله ایران دارند و سعی می‌کنند روحیة مسلمانان در تقابل با تمدن غربی را تضعیف کنند.

8. توسل به ترس و ایجاد رعب: متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان از روش‌های مختلف به آنان چنین القا می‌کنند که خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنها وجود دارد و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توأم با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌کنند (شیرازی، 1376، ص60). پیش از حمله ایالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه‌های امریکایی تلاش تبلیغاتی گسترده‌ای انجام دادند که عراق به تولید جنگ‌افزارهای هسته‌ای می‌پردازد و حامی تروریسم است و با این شیوه سعی کردند تا افکار عمومی از رژیم سیاسی عراق و صدام حسین‌ـ که انسانیت‌زدایی شده بود ـ احساس ترس کند و برای حمله امریکا توجیه‌سازی شود.

9. تکرار: از لحاظ روان‌شناسی در تشکیل (عادت) بسیار مفید است به ویژه اگر با دقت توأم باشد. بدون تکرار، تثبیت و تقویت دقیق‌تر "عادت" میسر نخواهد شد. روش تکرار از قواعد خاصی پیروی می‌کند؛ زیرا فاصله‌های تکرار نباید چنان دراز باشد که سبب محو شدن آثار پیشین شود و نه چندان کوتاه که ملال‌انگیز و خسته‌کننده باشد.

10. ترور شخصیت: در جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، ترور فيزيكي جای خود را به ترور شخصیت داده است. استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاکتیک‌ها از جمله بزرگ‌نمایی، انسانیت‌زدایی، اهریمن‌سازی، و غیره از جمله روش‌های انجام ترور شخصیت است. دشمنان انقلاب با استفاده از این تاکتیک و بهره‌گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ‌های کوتاه به ترور شخصیت افراد محبوب می‌پردازند.

چه افراد و تشكل‏هايي هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه مي‏توانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. اقشار مورد نظر بانيان جنگ نرم بستگي به هدف آنها دارد كه ميان مدت است يا عمومي و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر مي گيرند اما در حالت كلي مي توان گفت كه گروه هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند و مي توانند به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، مي توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند.

در بعضي موارد براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثيرگذار را مورد هدف قرار مي دهند و از آن گروه يا فرد براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كنند. مانند استفاده از قوميت هاي مختلف يا خواص و نخبگان فرهنگي وعلمي.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه اي، فرهنگي و علمي استفاده مي شود پوشش آن براي طبقات مختلف بيشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه اي مي تواند توده هاي مردم را تحت تأثير قرار بدهد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ هاي نرم وابسته به هدف جنگ هاي نرم نيستند بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم ابزارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه افراد بيشتري درگير مي شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامي است تنها گروه هاي نظامي (و در موارد معدودي غير نظاميان) در طرف مقابله قرارمي گيرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

ابزارهاي جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام مي گيرد. بنابراين تمامي ابزارهاي حامل قدرت نرم را بايد به عنوان ابزارهاي جنگ نرم مورد توجه و شناسايي قرار داد. اين ابزارها انتقال دهنده پيام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاري براي انتقال پيام از يك نقطه به نقطه ديگر هستيم. رسانه ها شامل راديو، تلويزيون و مطبوعات، عرصه هاي هنر شامل سينما، تئاتر، نقاشي، گرافيك و موسيقي، انواع سازمان هاي مردم نهاد و شبكه هاي انساني در زمره ابزار جنگ نرم به شمار مي‏آيند.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار مختلفي استفاده مي شود مي توان گفت كه به همان نسبت نيز گروه هاي مختلفي را مورد هدف و مبارزه قرار مي دهد.

اهداف جنگ نرم

۱- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.

۲- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام.

۳- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني.

۴- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور.

۵- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور.

۶- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

۷- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي.

۸- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف.

۹- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و...

۱۰- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند.

۱۱- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

۱- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد؛

۲- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد؛

۳- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است؛

۴- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.

۵- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

۶-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است؛

۷- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دموكراسي تلقي مي‌شود.

جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تعریف جنگ نرم

 

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد.

«جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن، براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند.

ارتش ايالات متحده آمریکا در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه “قدرت نرم” نسبت مي دهند. وي در سال1990 ميلادي در مجله “سياست خارجي” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران” تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي «پروفسور حميد مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل” به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني” منتشر نمود.

بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيراً به واژه انقلاب رنگين اشاره كرد.در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترك تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي است.

در يك تعريف كامل تر مي توان گفت، جنگ نرم يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي سياسي، فرهنگي و اطلاعاتي توسط قدرت هاي بزرگ جهان براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشورهاي هدف است

مقدمه ای بر جنگ نرم

سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.